![]() |
![]() |
|
|
من نمی دونم چرا این مدیریت شرکت به این بزرگی گیر داده به بخش ما. امروز یک نفر دیگه هم خلغ منصب شد و رفت پهلوی رئیس جون. احتمالا نفر بعدی منم. حالا ببینید کی میگم من رو هم اخراج کردن.
توی این هفته مهمترین اتفاقی که افتاد به جز خبرهای اخراج خریدن صاف کننده مو بود. البته تا امشب استفاده اش نکرده بودم. البته باز هم نتونستم خیلی خوب موهام رو صاف کنم ولی خوب بهتر از هیچی بود و زجری رو که هر بار باید از حموم رفتن تحمل می کردم و هزار تا سنجاق به سرم میزدم و کش می بستم تا بتونم موهام رو صاف نگه داره و فر نخوره بهتر بود. البته با این دستگاه صاف کردن هم همچین کم وقت گیر نبود. شاید هم ناشی بودم ولی خوب برای یک شب می شد اینهمه وقت گذاشت تا مو صاف شه. اونایی که موهاشون فره می دونن که من چی میگم. وای شونه کردنشو که نگو اگه فر فر باشه واقعا چه جوری موی اسب رو غشو می کنن موهای من هم دسته کمی نداره. باید ریشه موم رو نگه دارم که زیاد دردم نیاد. فردا شنبه است و هورا کلی خوش به حالم . شاید برم یک کم بدوم. نمی دونم این فردا کی میاد تا من شروع به دویدن کنم. همیشه می گم از فردا ورزش می کنم ولی فعلا که تا حالا فردا نیومده |
|
+ نوشته شده در
شنبه 23 دی1385ساعت 2:3 توسط شیوا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
شاید بشه گفت که دلم می خواست یک جایی داشته باشم که بتوتم توش حرفام و نطراتمو بگم. بیشتر دوست دارم حرفای خودم رو بنویسم تا از یک جایی کپی کنم ولی اگه مطلب جالبی ببینم هم ازش استفاده می کنم.
|
|
RSS
|