تبليغاتX
حرف دل من - شانس
تا حالا براتون شده که مهمونی صد و پنجاه قرن دعوت نشید بعد یکمرتبه تو یک شب ۳ جا دعوت شید. شده حکایت کار من. من ۲ ماه خودم رو کشتم تا کاری که دوست دارم رو پیدا کنم. حالا که کاری که دوست دارم پیدا کردم دیروز هم یک جا دیگه بهم گفتن که برم برای مصاحبه. حالا من موندم بین دوراهی. اونجا یک خوبی هایی داره اینجا یک خوبی هایی. وای حالا من چیکار کنم؟؟؟؟

این ۲ روز هم تا دلم خواست خراب کاری کردم. اول از همه به خاطر فصولی بیش ازحد با اتو پام رو سوروندم چون می خواستم ببینم باغبون داره چیکار می کنه. یکی نیست بهم بگه به تو چه؟؟؟؟ بعدش هم نشستم فیلم حس ششم رو دیدم البته صد قرن پیش دیده بودم ولی هیچی یادم نمونده بود و از ترس تا صبح زیر پتوم قایم شده بود . تمام شب بهم کوفت شد. سر کار هم تو جلسه هفتگی همه اظهار فضل کردند الا من. آخه من چیزی نداشتم که بگم. یکی نیست بکه تو سر پیازی ته پیازی وسط اون همه مخ چیکار می کردی؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 آذر1385ساعت 18:23  توسط شیوا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
شاید بشه گفت که دلم می خواست یک جایی داشته باشم که بتوتم توش حرفام و نطراتمو بگم. بیشتر دوست دارم حرفای خودم رو بنویسم تا از یک جایی کپی کنم ولی اگه مطلب جالبی ببینم هم ازش استفاده می کنم.

نوشته های پیشین
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
پیوندها
به روایت من
biger
روزهای زندگی من
برای با تو بودن
هیچ کس منو دوست نداره
آیه های زمینی
تنهای دل شکسته
ويولت
فروغ فرخ زاد
بی پناهی
سفیر
دوستان بی وفا
دریا
زمزمه
مخمل بانو
وروجک
ضحاک مار دوش
شاذه
آقاهه و خانمه
پارسیتین
آن سوی خیال
سر کوچه’ عشق منتظرم باش
آی کیو هایی در حد سس مایونز
سه وصله ناجور
حالا بیا اینجا!
تنها سرا
عشق های زیرزمینی
بی نفس عاشق ترینم
دنیای سالی
یادداشتهای روزانه
هر چی دلم بخواد
كدخدا
سبک وزن
عاشق بی معشوق
غزال
نم نم
داستانهای محمدرضا
خانوم لنگ دراز
اينجا خانه من نيست
آجرپاره
حرف هاي يك پنجاه و چهاري
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان