![]() |
![]() |
|
|
دلم میخواد بشینم و یک دل سیر گریه کنم. دلم می خواد برم جایی که هیچ آدمی وجود نداشته باشه. وای خدا اگه مشکل پول نبود که باید پول در میاوردم می رفتم یک جا زندگی می کردم که توش موجودی به نام بشر زندگی نکنه. یا حداقل کم زندگی کنه. مرده شور این پل رو ببرن که ادم باید به خاطرش انقدر زجر بکشه. کاشکی می شد رو آدما یک ماده پاک کننده ریخت و می شد باطن آدما رو دید. خدایا دیگه بسه. مغزم دیگه داره می پکه.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 6 آذر1385ساعت 17:59 توسط شیوا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
شاید بشه گفت که دلم می خواست یک جایی داشته باشم که بتوتم توش حرفام و نطراتمو بگم. بیشتر دوست دارم حرفای خودم رو بنویسم تا از یک جایی کپی کنم ولی اگه مطلب جالبی ببینم هم ازش استفاده می کنم.
|
|
RSS
|