![]() |
![]() |
|
|
امروز داشتم پیش خودم فکر می کردم که کاشکی واقعا می شد که به خدا نامه نوشت. کاشکی می شد آدم به خواسته هاش زود می رسید نه اینکه منتظر میموند که میشه یا نمیشه که اگه هم نشد آدم پهلوی خودش بگه حتما قسمت نبوده. نمی دونم میگن سرنوشت هرکی از قبل نوشته شده یا اینکه آدما جند تا زندگی دارن. یعنی وقتی آدم می میمره دوباره روحش به یک شکل دیگه دوباره به این دنیا بر میگرده. یا اگه آدم تو این زندگی سختی بکشه تو زندگی بعدیش سختی نمیکشه. خلاصه همه این حرفا رو زیاد شنیدم. بعضی وقتا روشون فکر می کنم. بعضی وقتا به نظرم منطقی میاد و بعضی وقتا چرت.
این روزا هرکی ازم سوال می پرسه که چکار میخوای کنی؟ میگم نمی دونم. یا اینکه امروز یکی از دوستام که اومده بود پیشم تا تنها نباشم ازم پرسید راستی برای این موضوع چکار میخوای کنی؟ گفتم نمی دونم چون فکر نمی کنم اگه فکر کنم گریه می کنم. پس ولش کن |
|
+ نوشته شده در
جمعه 28 مهر1385ساعت 20:20 توسط شیوا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
شاید بشه گفت که دلم می خواست یک جایی داشته باشم که بتوتم توش حرفام و نطراتمو بگم. بیشتر دوست دارم حرفای خودم رو بنویسم تا از یک جایی کپی کنم ولی اگه مطلب جالبی ببینم هم ازش استفاده می کنم.
|
|
RSS
|