![]() |
![]() |
|
|
من وفتی اومدم اینجا اولش ۲ تا هدف داشتم. فسمت اولش که معلومه درس خوندن بود و بهش رسیدم. قسمت دومش رو هم چهارشنبه میرسم. کلی برای این موضوع خوشحالم که اینم شد.
خواهرم صبح بهم می گفت که خواهر زاده ام تو مهدکودکش گفته که من خیلی خوشحالم. چون قراره خاله ام (یعنی یک فروند من ) برم ببینمش. من که به شخصه دارم بال در میارم. فکر کنم اون هم می دونه من چقدر دوستش دارم و حاضرم براش هرکاری کنم. بهش گفتم که هرچی میخوای بخری نگه دار من بیام برات بخرم. دلم میخواد هرچی دوست داره براش بخره. فکر کنم خیلی حال بده ادم برای بچه خواهرش هی خرید کنه. امیدوارم که یک گنجی چیزی پیدا کنم تا اون موقع. خداجون بی زحمت یه پول خیلی قلمبه بنداز پایین که من شدیدا پول لازم هستم. اینجا مثل ایران گدا هم نداره که برم بشینم سر گذر. دیشب همینطور که داشتم چرخ میزدم از این وبلاگ به اون وبلاگ دیدم. یکی یه جا یه آهنگ از همیرا گذاشته. تو دلم گفتم زهلم. ادم قحطی بود. اینو خوشش اومده. کلیک کردم روش. دیدم. وای من این آهنک رو کلی باهاش تو ایران تو ماشین خوندم و خبر نداشتم که اونی که داره چه جه می زنه. حمیراه. ناگفته نماند که دیشب هم کلی همراهی کردم. بزار ببینم سوادم قحط میده اینجا بزارم. من اینجا از این کارا تا حالا نکردم حالا هرچی میگردم نم تونم ّنگه رو پیدا کنم از کدوم وبلاگ شنیدم. بزارید پیدا کنم. بعد میزارم. پیدا شد
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 27 اردیبهشت1387ساعت 20:5 توسط شیوا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
شاید بشه گفت که دلم می خواست یک جایی داشته باشم که بتوتم توش حرفام و نطراتمو بگم. بیشتر دوست دارم حرفای خودم رو بنویسم تا از یک جایی کپی کنم ولی اگه مطلب جالبی ببینم هم ازش استفاده می کنم.
|
|
RSS
|