تبليغاتX
حرف دل من - سگ لرز
بالاخره یک دست و رویی به یر و روی این خونه کشیدم. البته دیروز نه. امروز یک خورده گربه شوری خونه نمیز کردم. دیگه خجالت می کشیدم. دیرو تا اومدم خونه تمیز کنم دوباره فراخونده شدم که برم بیرون. هرچی هم گفتم که من می خوام خونه نمیز کنم و بشور واشور دارم گفتن بزار برای فردا. خودت رو لوس نکن. قرار بود اول یک جا تو همین شهر خودمون بریم. دیروز هم هوا آفتابی بود. برا همین من هم به نسبت هوای آفتابی لباس پوشیدم. ولی سر از یک جا دیگه درآوردیم. اونحا هم هوا سرد. یعنی سگ لرز زدم. البته من یک لباس ولرم هم با خودم برده بودم . ولی اون افاقه نمی کرد. با اینکه تو ماشین کاپشن داشتم و یک لباس بافتنی. ولی به خودم نرسید. لباس گرمه رو دادم به دوستم . چون اون گل و گشاد بود اون هم چاقتر از منه . هم اینکه اصولا آدم باید چیز بهتر رو بده به دوستش. خلاصه جوانمردی کردم. البته کاپشنم رو یک ذره پوشیدم. ولی بااصرار دوباره به یکی دادم. چون اون لباس ولرم من اندازه کسی نمی شد. اون همش به خودم رسید.

دعا دعا  می کنم که جریمه برام نیاد. یک چا که سرعن حداکثرش ۷۰ بود من هواسم نبود ۱۱۰ رفتم. امیدوارم که دوربین تو اون محدوده نباشه. البته یکی هست. ولی من مطمئن نیستم اونحا  هم سرعتم زیاد بود یا نه به جز صبر هیچ کاری نمی تونم کنم تا صبر کنم ببینم قبضی چیزی تشریف میاره در خونه یا نه. ولی چون خیلی بیشتر از مجاز بوده اگه تشریف بیاره یعنی تو دردسر هم افتادم.. آخه همش هواسم یک جا دیگه بود. می خواستم زودتر برسم. تا یک ذره قبلش عین آدم میرفتم ها. چون هم جاده اش پیچ پیچ بود هم تاریک. هم اینکه من به راه آشنا نبودم. به محض اینکه افتادم یک جایی که می شناختم از هولم که زودتر برسم خونه گازش رو گرفتم. اصلا به هبچ وجه هواسم به سرعت نبود. وگرنه من چون دلم نمیخواد جریمه شم همیشه هواسم هست.

بدبختی نرسیده خونه دوباره رفتم بیرون چون برا یکی از دوستام مشکل پیش اومده بود. من هم نمی خواستم تنها باشه. برا همین در اصل کمتر از ۱ ساعت خونه بودم. که اون هم نصفش رو به حموم کردن گذشت. کسایی که اینور تنها هستند هیچکی رو جز دوست ندارن و وتنها تو این جور مواقع فقط دوستا هستن که به داد هم میرسن. البته از نظر من خیلی وقتا یک دوست از صد تا فامیل بیشتر به درد آدم میخوره.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 اردیبهشت1387ساعت 16:55  توسط شیوا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
شاید بشه گفت که دلم می خواست یک جایی داشته باشم که بتوتم توش حرفام و نطراتمو بگم. بیشتر دوست دارم حرفای خودم رو بنویسم تا از یک جایی کپی کنم ولی اگه مطلب جالبی ببینم هم ازش استفاده می کنم.

نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
پیوندها
به روایت من
biger
روزهای زندگی من
برای با تو بودن
هیچ کس منو دوست نداره
آیه های زمینی
تنهای دل شکسته
ويولت
فروغ فرخ زاد
بی پناهی
سفیر
دوستان بی وفا
دریا
زمزمه
مخمل بانو
وروجک
ضحاک مار دوش
شاذه
آقاهه و خانمه
پارسیتین
آن سوی خیال
سر کوچه’ عشق منتظرم باش
آی کیو هایی در حد سس مایونز
سه وصله ناجور
حالا بیا اینجا!
تنها سرا
عشق های زیرزمینی
بی نفس عاشق ترینم
دنیای سالی
یادداشتهای روزانه
هر چی دلم بخواد
كدخدا
سبک وزن
عاشق بی معشوق
غزال
نم نم
داستانهای محمدرضا
خانوم لنگ دراز
اينجا خانه من نيست
آجرپاره
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان