![]() |
![]() |
|
|
امروز به عبارتی ۱۳ به در بود ولی من که به کار بودم نه به ددر دوودوور. از سبزه مبزه هم خبری نبود. یعنی هیچی گره نزدم. نه امسال نه پارسال نه سال قبلش نه سال قبلترش. وقتی مراسم عیدش رو به جا نمیارم برم یکاره سبزه گره بزنم بگم چند منه؟؟؟؟؟
امروز انقدر کار کردم که خود رییسم دلش به حال من سوخت و کفت دیگه برو. هر چی مونده بزار برای فردا. فردا هم وجود داره. امروز از ساعت ۷:۱۵ صبح تا ساعت ۵:۴۵ سر کار بودم. یک فرقی که ریاست اینجا با اونحا داره اینه که رییس قبل از همه میاد بعد از همه میره. ما ساعت کاریمون ۸:۳۰ شروع میشه ولی اون همیشه ۷:۳۰ سرکاره. از اون ور هم ۵ که همیشه خدا تا ۶ مطمئنم هست چون من اکثرا ۵:۳۰ تا ۵:۴۵ کارم تموم میشه ولی اون هنوز هست. تو ایران هرکی دیر می اومد زود میرفت میگفتن رییس کلی میای میری؟؟؟؟ برای خواهرم از قایق سواریم عکس فرستادم. صبح بهش می گم عکسم رو دیدی. میگه نه. میگم دیروز فرستادم. میگه من ۲ ساعت پیش چک کردم. میگه فقط یک عکس فرستاده بودی که ۲ نفر داشتن قایق سوار ی می کردن. میگم خوب عقل کل اون من بودم. میگه از کی موهای تو صاف شده؟؟؟؟ میگه عینک زده بودی. موهات هم که صاف کرده بودی. من هم که انتظار نداشتم تو رو توی قایق ببینم. یک نگاه سرسری کردم بستم. میگه دوباره بفرست ببینم. فکر کنم پاکش کردم. من نمی دونم این همه لطف رو کجا بزارم؟؟؟؟
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 13 فروردین1387ساعت 22:28 توسط شیوا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
شاید بشه گفت که دلم می خواست یک جایی داشته باشم که بتوتم توش حرفام و نطراتمو بگم. بیشتر دوست دارم حرفای خودم رو بنویسم تا از یک جایی کپی کنم ولی اگه مطلب جالبی ببینم هم ازش استفاده می کنم.
|
|
RSS
|