![]() |
![]() |
|
|
نمی دونم از دست دادن چرا انقدر سخته. مهم نیست که چیه. هر چیزی که از دست آدم میده به اندازه بزرگی که تو زندگیت برات داره غمناک و دردآور میشه. همه شاید به این باور رسیده باشند که تنها حسی که سازش پذیر نیست حس درده. این درد می تونه جنبه فیزیکی داشته باشه با جنبه روحی. هرکدومش باشه زیاد فرقی نمی کنه چون به سختی می تونی باهاش کنار بیای. تو این جور مواقع هم هیچکی نمی تونه حس کنه یا لمس کنه که چقدر داری درد می کشی تا وقتی که خودشون این درد رو تجربه نکرده باشن. البته منکرش نمی شم که می فهمن که درد داره و داره زجر می کشه. یک جورایی مثل یک غدای خوشمزه یا بدمزه می مونه که تو کتاب یا جلوی یکی دیگه می بینی . از قیافه اش یک جورایی خوشمزگی یا بدمزه گی می باره و دلت می خوادش. کاشکی می شد می تونستم اینو به بقیه بفهمونم.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 5 مرداد1385ساعت 20:56 توسط شیوا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
شاید بشه گفت که دلم می خواست یک جایی داشته باشم که بتوتم توش حرفام و نطراتمو بگم. بیشتر دوست دارم حرفای خودم رو بنویسم تا از یک جایی کپی کنم ولی اگه مطلب جالبی ببینم هم ازش استفاده می کنم.
|
|
RSS
|