![]() |
![]() |
|
|
هروقت فکر می کتن اوضاع بهتر شده زرتی یک اتفاقی می افته که دوباره باعث میشه اشکهای من گوله گوله بیاد پایین. خدایا ترخدا درست کن دیگه. دیگه حساب کتاب همه مشکلات داره از دستم در میره. دیگه نمی دونم غصه کدوم رو بخورم. کدومش مهمتره. کدومش الان بدتر شده. کدومش یک امیدی هست که یک کمی بهتر شه. حالا نمیگم که درست شه ولی حداقل بهتر شه.
امروز عصری تو گلو م احساس درد می کردم. گفتم امروز فرداست که مریض شم. بعدش درده رفت. ولی الان دردی که تو گلوم احساس می کنم نمی دونم از مریضیه یا از رنجه. خدایا نمی گم از درد من بگیر بده به یکی دیگه. ترخدا از درد همه کم کن. از وقتی معنی درد و رنج رو فهمیدم دلم نمیخواد که هیچکی هیچ درد و رنجی داشته باشه. قبلا فقط تو مدرسه بهم یاد داد داده بودن که درد یعنی رنج یعنی غصه. ولی نمی دونستم که کلمات واقعا معنی دارن و فقط چند تا حرف نیستن که کنار هم چیده شده باشن.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 26 بهمن1386ساعت 20:46 توسط شیوا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
شاید بشه گفت که دلم می خواست یک جایی داشته باشم که بتوتم توش حرفام و نطراتمو بگم. بیشتر دوست دارم حرفای خودم رو بنویسم تا از یک جایی کپی کنم ولی اگه مطلب جالبی ببینم هم ازش استفاده می کنم.
|
|
RSS
|