تبليغاتX
حرف دل من - خرکاری
من فردا عملا در دسترس نیستم. این رییس جون از صبح برا من برنامه چیده تا عصر. صبح باید با یکی بشینم ببینم اون چه کاری میخواد که من براش انجام بدم. خدا کنه هر چی هست زیاد سخت نباشه. حوصله ندارم عین خر تو گل گیر کنم. بعدش باید یکساعت یک دوره آنلاین بگذرونم. البته اینو رییس جون کرد تو پاچه من. بهم ایمیل زد که این دوره رو شرکت می کنی؟ من هم گفتم من نمی دونم در مورد چیه؟ آخه من اصلا نمی دونم تو اون دوره آنلاین چی میخوان یاد بدن  بعدبهش میگم  حالا چی هست؟. میگه خوبه. برو خوشت میاد. بعدش یک نیم ساعت اون وسط وقت دارم بعد باید خودش رو ببینم تا بهش یک سری جواب کتاب پس بدم که چی به چیه. بعدش نیم ساعت ناهاری بعدش هم دوباره من نمی دونم سر پیازم یا ته پیاز باید تو یک جلسه ای که اصلا به من ربط پیدا نمی کنه حاضر بشم.البته من نمی دونم اصلا در مورد چیه ولی از تیتر جلسه هیچی سر درنیاوردم. فقط بهم گفت فلان گزاررش رو قبل از فردا بخون. من هم تخوندم. چون واقعا امروز انقدر از من کار کشید که بین کاعذهای خودم و هزار پنجره ای که تو کامپیوتر باز کرده بودم گمشده بودم.

بعدش با اینهمه کاری که رو سر من ریخته می گه چند تا کار تو دستت داری؟ داشتم می شماردم. دید به نفعش نیست بگم وسط حرف منو قطع کرده میگه تا قبل از تموم شدن  دوشنبه نه یعنی جمعه تمومش کن چون خیلی کار داریم. فلان کار هم باید بین سال نو و کریسمس انجام شه. من یعنی خشکم زده بود.

دارم این سریال چارخونه رو می بینم. تو قسمت ۲۱ فکر کنم داشتند آلبالو می خوذدن. این بزاق دهن من هی ترشح می شد. عین این نخوردها. تو هم قسمت هاش هم که ظرف میوه رو میزه. گوجه سبز هم توشه. من مرده زغال لخته و گوجه سبز و آلبالو هستم. بدبختی نمیزارن میوه اینجا وارد شه وگرنه اگه می شد به هر کی که از یران می اومد می گفتم برام از اینا بیاره. خوش به حال هر کی که می تونه به وفور از اینا بخوره. من چشمم و دهنم از کار افتاد.

راستی اگه کسی سریال خوب سراغ داره به من بگه که بعد از چارخونه دانلود کنم ببینم. به خاطر این دانلود کردن امروز مجبور شدن برم یک اینترت با سرعت تر بگیرم که راحت تر بتونم دانلود کنم. اینجوری که من دانلود می کردم قبلی کفاف نمی داد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 آذر1386ساعت 21:59  توسط شیوا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
شاید بشه گفت که دلم می خواست یک جایی داشته باشم که بتوتم توش حرفام و نطراتمو بگم. بیشتر دوست دارم حرفای خودم رو بنویسم تا از یک جایی کپی کنم ولی اگه مطلب جالبی ببینم هم ازش استفاده می کنم.

نوشته های پیشین
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
پیوندها
به روایت من
biger
روزهای زندگی من
برای با تو بودن
هیچ کس منو دوست نداره
آیه های زمینی
تنهای دل شکسته
ويولت
فروغ فرخ زاد
بی پناهی
سفیر
دوستان بی وفا
دریا
زمزمه
مخمل بانو
وروجک
ضحاک مار دوش
شاذه
آقاهه و خانمه
پارسیتین
آن سوی خیال
سر کوچه’ عشق منتظرم باش
آی کیو هایی در حد سس مایونز
سه وصله ناجور
حالا بیا اینجا!
تنها سرا
عشق های زیرزمینی
بی نفس عاشق ترینم
دنیای سالی
یادداشتهای روزانه
هر چی دلم بخواد
كدخدا
سبک وزن
عاشق بی معشوق
غزال
نم نم
داستانهای محمدرضا
خانوم لنگ دراز
اينجا خانه من نيست
آجرپاره
حرف هاي يك پنجاه و چهاري
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان