![]() |
![]() |
|
|
چی می شد زندگی هم مثل کامپیوتر بود. هر وقت دوست داشتی می تونستی خاموش کنی روشنش کنی. یا اینکه سیستمش رو ارتقا بدی. اگه بک فایلی رو دوست نداری یا دیگه استفاده نمیشه یا به هر دلیلی نمی خوای که وجودداشته باشی پاکش می کنی. یک دکمه به اسم دیلیت هست که این کار به این مفیدی رو می کنه.
تقریبا احتمالش صفره که یکی از یک کامپیوتر بهتر به یک کامپیوتر بدتر بره. یعنی اگه این مصداق زندگی آدما بود که همهیشه از اینی که هست بهتر میشه یا همین می مونه. یعنی حداقل بدتر نمیشه که این خودش نعمته. دیروز اصلا روز من نبود. اون از سر کار که دور جون از خر شاید هم گاو نمی دونم یا من یا کامپیوتر به طرز احمفانه ای یک فایل رو دیلیت کردیم. البته این عمل قبیح از شخض شخیص بنده صورت گرفت. بنده اول فایل رو یک جای دیگه یک اسم تازه دادم بعد اون اسم رو به یک فایل دیگه دادم. بعد رفتم از یک جای دیگه اون فایل که به اسم فایل اولی بود رو پاک کردم تا دوباره به همون اسم فایل حدید رو ورارد کنم. ولی من نمی دونم این کامپیوتر بی عقل زرتی رفت از اونجا هم پاک کرد. به من گفت مطمئنی که می خوای پاک کنی و من این بار مثل الاغ گفتم بله که ای کاش می گفتمنه یا حداقل بزار فکر کنم. اینم از هل دیگ تو حلیم افتادن بود. خلاصه کلی جونم در اومد تا دوباره ریکاور شد. البته من ترجیحا دوباره انجام دادم ولی محبور بودم اون فایل رو هم پیدا کنم. از اون ور هم که دیگه بیا و ببین. می تونستم شب کلی آبغوره صادر کنم. من دلم خدا میخواد یا نه اگه خدا در دسترس نیست یک غول چراغ جادو یا اگه اون هم نه یک پری دریایی یا اگه باز هم اون نیست یک عصای جادویی. دیگه بین این همه یکیش که باید پیدا بشه. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 9 تیر1386ساعت 22:26 توسط شیوا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
شاید بشه گفت که دلم می خواست یک جایی داشته باشم که بتوتم توش حرفام و نطراتمو بگم. بیشتر دوست دارم حرفای خودم رو بنویسم تا از یک جایی کپی کنم ولی اگه مطلب جالبی ببینم هم ازش استفاده می کنم.
|
|
RSS
|