![]() |
![]() |
|
|
بالاخره از کما در اومدم. البته دلیل تو کما رفتنم به این دلیل نبود که ضربه به مغزم خورده باشه. ضربه به اینترتنم خورده بوده. جایی که ازش اینترنت گرفته بودم می گفت اشکال از مخابراته. اینجا فلان چیزو نشون میده. اونم می گفت وقتی تلفنت کار می کنه یعنی اشکال از اوناست. یا یک مشکل داخلی تو خونه است .خلاصه اینکه ۷۰۰ هزار بار زنگ زدم. فعلا کار می کنه.
از خیر سر تولد کویین (ملکه) امروز تعطیل رسمیه. خلاصه ۳ روز تعطیلی خیلی حال داد. البته طبق معمول یک روزش رو به شغل شریف کارگری مشغول بودم. البته این دفعه نصف روز کار کردم. ۲روزش رو هم لذت بردم و فقط تلویزیون نگاه کردم. این آب و هوا واقعا منو دیوانه کرده.بعصی روزا هوا واقعا سرده و تا تو مغز استخونم یخ میزنه. من واقعا سرمایی نیستم. چله زمستون هم به زور و جیغ و داد مامانم یک چیزی تنم میکردم. اینجا تازه از برف خبری نیست ولی نمی دونم چرا انقدر بعضی روزا سرده.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 21 خرداد1386ساعت 15:20 توسط شیوا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
شاید بشه گفت که دلم می خواست یک جایی داشته باشم که بتوتم توش حرفام و نطراتمو بگم. بیشتر دوست دارم حرفای خودم رو بنویسم تا از یک جایی کپی کنم ولی اگه مطلب جالبی ببینم هم ازش استفاده می کنم.
|
|
RSS
|