![]() |
![]() |
|
|
فکر کنم سال نویی یک خورده من گیج می زنم. حالا نه اینکه قبلا گیج نمی زدم؟؟؟؟؟؟ چند شب پیش تصمیم گرفتم زنگ موبایلم رو عوض کنم آخه دیگه از زنگش خسته شدم. والا گفتم همه چی که یکنواخته بزار این یکی رو عوض کنم. هموم شب یکی از دوستام اومد پهلوم و من از بی حوصلگی شروع کردم موهای اون به قولی ۴۰ گیس بافتن. وسطاش موبایل زنگ خورد و من فکر کردم موبایل اونه و چون اون زیر دست من بود حق نداشت سرش رو تکون بده و من هم نتونستم موبایلش تو کیف که ماشالله خم رنگرزی بود و همهچی توش پید می شد الا موبیل پیدا کنم. خلاصه قطع شد. وقتی موبایلش رو خودش شروع کرد به پیدا کردن و وسظش هم هی میکفت بابا این زنگ من نیست ولی من قانع نمی شدم. بعدش من چک کردم دیدم منم.
از اینجا من بعضی وقتا به دوستام که تو ایران هستند رو موبایلاشون پیغام میزارم. بابام دیشب زنگ زده میگه یک آقاه زنگ زده میگه یکی به من هر چند وقت یکبار پیغام میده. البته می خواد به یکی به اسم سالومه بزنه ولی به من میزنه و الانم هم تو پیغامش تلفن شما رو گذاشته که حتما زنگ بزنید. حالا خدا می دونه که من چند تا پیغامبه اون بدبخت دادم و توش چی بوده خدا می دونه . می بینی سالومه آخه از دست تو من چکار کنم که تلفنت انقدر سخته؟؟ البته برای خود بابام هم پیغام گذاشته بودم. یعنی هم زنگ زده بودم و هم پیغام ولی خوب چون به بابام اعتمادی نیست که پیغاموشو همون موقع چک کنه من وقتایی که نمی تونم از اینجا موبایلش رو بگیرم یا وقتی می گیرم صدا نمیره به هزار نفر دیگه پیغام بدم که به بابای من بگید به من زنگ بزنه. بابام میگه تووقتی منو پیدا نمی کنی به چند نفر پیغام میدی؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 15 فروردین1386ساعت 22:43 توسط شیوا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
شاید بشه گفت که دلم می خواست یک جایی داشته باشم که بتوتم توش حرفام و نطراتمو بگم. بیشتر دوست دارم حرفای خودم رو بنویسم تا از یک جایی کپی کنم ولی اگه مطلب جالبی ببینم هم ازش استفاده می کنم.
|
|
RSS
|