![]() |
![]() |
|
|
امروز آی حرص خوردم آی حرص خوردم که نگو. اول از همه با یکی از دوستام رفتم بیرون که تمرین رانندگی کنه. وای که جون منو به لبم رسوند . رفتیم پمپ بنزین که اول از همه بنزین بزنه. میگم از این ور برو چون باکت اینوره و برات راحت تره. ۳ دور دورخودش چرخید تا فکر کنه چه جورب بره تو پمپ بنزین. اینجا از هر جهتی میشه تو پمپ بنزین رفت. مثل ایران نیست که همه از یک ور برن . هر کی از هر ور که دلش بخواد میره. وای اگه این سیستم تو ایران پیاد شه فکرکنم دیوانه خونه شه. اینجا هز پمپ بنزینی قیمتش با اون یکی فرق می کنه. دور یک حدود می چرخه ولی با هم فرق می کنه. بعدش هم که کلی منو حرص داد تا پارک کردن رو یاد بگیره. من مونده بودم این چطوری گواهینامه کشور خودش رو داره. من که دق کردم.
بعدش هم رفتم کمک دوستم چوت فردا اسباب کشی داره. خلاصه اینکه امروز تنها کاری که نکردم خونه تمیز کردن خودم بود. خلاصه اینکه امروز کلی از خودم کار کشیدم. عوضش شب یک غذای خوشمزه خوردم. یک دست پخت کاملا ایرانی. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 21 بهمن1385ساعت 23:39 توسط شیوا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
شاید بشه گفت که دلم می خواست یک جایی داشته باشم که بتوتم توش حرفام و نطراتمو بگم. بیشتر دوست دارم حرفای خودم رو بنویسم تا از یک جایی کپی کنم ولی اگه مطلب جالبی ببینم هم ازش استفاده می کنم.
|
|
RSS
|